اشعار زین العابدین آذر ارجمند
دلم شور می زد مبادا نیایی
مگر شب سحر می شود تا نیایی
تو افتاده تر هستی از اینکه یک شب
به میقات این بی سر و پا نیایی
دروغ است! این بر نمی آید از تو
بیایی و تا کلبة ما نیایی
بگو خواهی آمد که امکان ندارد
بگویی که می آیم اما نیایی
گذشته ست هرچند امروز و امشب
دلیلی ندارد که فردا نیایی
چه خوب آمدی ای بهار صداقت
دلم شور می زد مبادا نیایی
4318
0
4.42